در افغانستان اساتید سنی مدرسه ها نسبت به شیعیان تعصب فراوانی دارند و از خود چیزی ندارند فقط منتظرند که یک شبهه وارداتی برایشان از عربستان یا پاکستان برسد تا بر بوغ و کرنا نموده و اذهان جوانان را دگرگون نمایند
چند روز پیش در یکی از مساجد کابل وقتی در باره ازدواج موقت یکی از جوانان از من سوال کرد برایش از چند کتاب معتبر اهل سنت احادیثی یادداشت کردم
فردای آنروز مجله ای را برایم آورد «مجله روز شماره نهم سال پنجم»(اگر از موضوع اصلی آن مجله که برای اشاعه فساد و فحشاء و تبلیغ از فاحشه ها و خوانند گان زن عرب و هندی است بگذریم ) در ان مقاله ای را از شخصی بنام مولوی فضل الرحمان معنوی در رد از دواج موقت نقل نموده است و ی از دیدگاه عقل و سنت و اجماع و قران مساله ازدواج موقت را بر رسی نموده و به گمان واهی خودش حق مطلب را ادا نموده است و علماء شیعه را در اخیر آن انسانهایی شهوت پرست معرفی نموده که به خاطر امیال نفسانی خود فتوا به حلیت آن میدهند.
بنده بعد از مطالعه آن تصمیم گرفتم یاد داشت هایی در این زمینه داشته باشم که نتیجه آنرا عزیزان مشاهده میفرمایند و از نقد های خوانندگان محترم استقبال مینمایم ِ
نا گفته نماند که در این نوشتار از نوشته های بسیار ارزشمند
شبهات و ردود حول الزواج المؤقت (زواج المتعة)
جناب عادل كاظم عبدالله
بهره فراوان بردم نوشته ایشان بزبان عربی و در سایت انصار وب موجود است
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً } سورة النساء / 24
قبل از پرداختن به دفاع از مساله ازدواج موقت باید دانست که ازدواج موقت چیست؟ و چه فرقی فرق بین آن و ازدواج دائم میباشد.
ازدواج موقت یا نکاح موقت یا ازدواج متعه : عقد ازدواجی است که در ان مدت ازدواج مانند یکساعت یا یک روز یا یک سال یا بیشتر و کمتر دران قید میشود البته با تحقق تمام شرائط شرعیه و نبود هیچ مانع شرعی
پس ازدواج موقت احتیاج به ایجاب و قبول از طرفین، تعیین مهر و تعیین مدت دارد ؛و این عقد تمام میشود با تمام شدن مدت معین؛ یا اینکه شوهر بقیه مدت را به همسرش ببخشد؛
و بعد از ان زن باید عدّه نگه دارد .
اما فرزندان ثمره این ازدواج بصورت طبیعی ملحق به شوهر میشوند ؛
اما مساله میراث زن وشهر در این ازدواج :
اگر ارث بری در عقد شرط شده باشد میراث بری ثابت است و همچنین است مساله نفقه .
در تعدد زوجات عدد معینی در نکاح موقت شرط نیست بخلاف ازدواج دائم که نکاح بیش از چهار همسر مشروعیت ندارد ولی در بقیه مسائل، اختلافی با ازدواج دائم ندارد مانند حرمت ازدواج با محارم ،حرمت جمع بین دو خواهر ، حرمت نزدیکی در حال حیض و دیگر احکام مانند ازدواج دائم میباشد
نظر و فتاوای علماء شیعه
شیخ میرزا علی غروی در کتاب (موجز فتاوای المستنبطه )ج2 ص 275چاپ موسسه المنارمیگوید:
...و حقیقتا تمام مسلمانان اجماع دارند که ازدواج موقت در صدر اسلام مشروع بوده حتی خود خلیفه دوم که مانع و ناهی از آن بود؛ اعتراف میکند به مشروعیت ان و گفته است :
دو متعه در زمان رسول خدا(ص) وجود داشت ( متعتان کانتا علی عهد رول الله )
و بربقاء جواز مشروعیت و عدم نسخ آن اهل بیت رسول خدا و پیروان انها اجماع دارند ...
سید صادق شیرازی در تعلیقه اش بر کتاب شرائع الاسلام ج 2ص 528چاپ چهارم درایران
در مورد مشروع بودن این ازدواج چنین مینویسد« و دلالت میکند بر ازدواج موقت قران و سنت و اجماع و عقل با تفصیلات بسیار که البته ما خلاصه ای از آن را ذکر میکنیم»
قران و ازدواج موقت:
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً } سورة النساء / 24
آیه مبارکه قران ( فما ستمتعتم به منهن فآتوهنّ اجورهنّ )
خدای تبارک و تعالی در این آیه از نکاح به عنوان متعه یاد نموده است و مهر آن را نیز به عنوان اجرت ذکر نموده است و این مساله ساز گاری ندارد جز با محدود و موقت بودن آن زیرا به کسی که عبد یا خانه و با زمینی را بخرد هر گز نمیگویند که اجرتش را بپرداز بلکه میگویند که قیمت آنرا بده اما برای کسیکه خانه یا زمینی را اجاره کند میگویندکه اجرتش را بپرداز و از امام اهل سنت( در تفسیر) طبری در تفسیر بزرگش تفسیر طبری ( جامع البیان )روایت شده :
ایشان طبق روایتی در آیه شریفه بعد از فما استمتعتم به –کلمه الی اجل – را اضافه و نقل نموده است
( فاماستمتعتم به منهن الی اجل فآتوهن اجورهن.)
بسیاری از علماء و مفسرین اهل سنت بر این مساله پا فشاری دارند که ایه شریفه در مورد ازدواج موقت است که ما از آن جمله به عده ای اشاره میکنیم:
1- ابن کثیر در تفسیرش جلد 1 صفحه (619چاپ اول در کشور کویت )
از عموم این آیه استدلال بر نکاح متعه شده است ؛ واز مجاهد نیز نقل شده است که این آیه شریفه در بارهع ازدواج موقت نازل شده است.
2- فخر رازی در تفسیر الکبیر جلد10 صفحه 49 چاپ دوم، بیروت مینویسد:
(( في هذه الآية قولان : أحدهما ..... والقول الثاني : أن المراد بهذه الآية حكم المتعة و هي عبارة عن أن يستأجر الرجل المرأة بمال معلوم إلى أجل معين فيجامعها واتفقوا على انها كانت مباحة في ابتداء الإسلام .... واختلفوا في أنها نسخت أم لا ))
در این آیه شریفه دو نظریه: و جود دارد یکی....و نظریه دوم : مراد ازین آیه اثبات حکم ازدواج موقت است و ازدواج موقت آنستکه مرد زنی را بواسطه مقداری مال مشخص تا مدت معلومی اجاره کند تا با او همبستر شود ؛ تمام علماء بر وجود و حلیت آن در صدر اسلام اتفاق دارند اما در یانکه ایا این حکم نسخ شده است یا نه اختلاف است .
3- شوکانی در تفسیر فتح القدیر ج1 ص 449 چاپ بیروت مینویسد:
(( وقد اختلف أهل العلم في معنى الآية .... وقال الجمهور : إن المراد بهذه الآية نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام ويؤيد ذلك قراءة أبي بن كعب وابن عباس وسعيد بن جبـير .. ))
اهل علم در معنی این آیه اختلاف نموده اند .... اما مشهور و معروف علماء میگویند : مراد از آیه شریفه نکاح موقتی است که در صدر اسلام وجود داشته و مؤید این قول قرائت أبی بن کعب و ابن عباس و سعید بن جبیر و... میباشد.
4- ابن صماد تجیبی اندلسی در کتاب مختصر تفسیر الطبری ص 82 چاپ دوم در کشور سوریه :
(( {.. فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ ..} قيل عني به نكاح المتعة ... ))
(فماستمتعتم به منهن گفته شده است که مراد نکاح موقت است.
5- محمد بن عاشور در تفسیر التحریر و التنویر ج4 ص 88 چاپ اول ؛ بیروت:
(( وذهب جمع منهم ابن عباس و أبيّ ابن كعب وابن جبير أنها نزلت في نكاح المتعة لما وقع فيها من قوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } ))
...جمعی (از صحابه ) مانند ابن عباس و ابی بن کعب و ابن جبیر بر این مسله تاکید دارند که آیه شریفه در باره نکاح موقت نازل شده است بدلیل (فماستمتعم به منهن)
6- الثعالبی در تفسیر جواهر الحسان ج 1 ص363 چاپ بیروت مینویسد:
(( وقال ابن عباس أيضاً و غيره أن الآية نزلت في نكاح المتعة ))
...ابن عباس و دیگران نیز که این آیه شریفه درباره ازدواج موقت نازل شده است.
7- نسفی در تفسیرش ج1 ص 219 چاپ بیروت نوشته است:
(( وقيل إن قوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ } نزلت في المتعة ))
و گفته شده است که این آیه (فماستمتعتم ) در باره نکاح موقت نازل شده است.
8- بیضاوی در تفسیر انوار التنزیل ج1 ص 69 چاپ اول در ریاض :
(( وقيل نزلت الآية في المتعة ))
و گفته شده است که این ایه در باره نکاح موقت است.
9- نیشابوری در تفسیر غرائب القران ج2ص 392 چاپ اول در بیروت .
(( وقيل المراد بها حكم المتعة و هي أن يستأجر الرجل المرأة بمال معلوم إلى أجل معلوم ليجامعها ))
مراد از آیه حکم متعه است و متعه آن است که مرد زنی را به مقدار مال معلومی تا مدت زمانی معلوم برای همبستر شدن اجاره کند.
10- قرطبی در تفسیر الجامع ج3 ص 1700 چاپ بیروت :
(( واخـتلف العلماء في معنى الآية .... وقال الجمهور : المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام ))
اختلاف شده است بین علماء در معنی آیه شریفه ... اما نظر جمهور علما اینستکه مراد از آیه شریفه نکاح موقت است که در صدر اسلام هم وجود داشته است.
11- طبری در تفسیرش ج 5 ص 18 چاپ اول؛ بیروت بعد از نقل سند روایت نوشته است:
(( حدثني محمد بن عمرو قال حدثنا أبو عاصم عن عيى عن ابن أبي نجيح عن مجاهد : { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } قال يعني نكاح المتعة ))
فما استمتعتم به منهن مجاهد گفته است مراد مراد نکاح متعه میباشد.
12- جلال الدین سیوطی در تفسیر الدر المنثور ج 2 ص 484چاپ بیروت :
(( و أخرج عبد بن عبدالحميد وابن جرير عن مجاهد { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } قال : يعني نكاح المتعة
(مراد نکاح متعه است )
13- اسماعی السدی در تفسیر الکبیر ص200چاچ اول در مصر :
( فما استمتعتم به منهن...الآیة) متعه آنست که مرد زنی را به شرط مدت مشخص ...نکاح کند.
24- في التفسير الكبير لإسماعيل السدي ص 200 ، ط الأولى في مصر (( وقوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ ... } الآية فهذه المتعة ، الرجل ينكح المرأة بشرط إلى أجل مسمى ... ))
نکته!
حتی وقتی به کتابهای لغت نیز مراجعه میکنیم نظر علماء را در این باره میابیم :
ابن منظور در کتاب لسان العرب ج 6 ص 4127 از منشورات دار المعارف، در باره ازدواج موقت نوشته است :
عطاء گفته است متعه همان است که در سوره نساء آمده است ( فما استمتعتم به منهن ) پس آنچه که از زنان استمتاع نمودید تا ...
آیا آیه شریفه نسخ شده است ؟
مرحوم علامه طبا طبایی در مورد نسخ و عدم نسخ این آیه در مبحث تفسیر این آیه شریفه مطالب بسیار جالبی دارند که علاقه مندان میتوانند به ترجمه ان کتاب و یا اصل آن مراجعه نمایند .
اما نظریه نسخ از دیدگاه علماء وبزرگان اهل سنت :
1- بغوی در تفسیرش ج1 ص 414 چاپ دار المعرفه بیروت میگوید:
ابن عباس همواره بر این عقیده بود که این آیه محکم است ( آیات محکم قران غیر قابل نسخند)و به همین سبب اجازه در ازدواج موقت میداد.
2- شوکانی در تفسیرش ج1 ص 450 چاپ دار الفکر بیروت مینویسد:
از ابن عباس روایت شده است که ایشان معتقد به جواز نکاح متعه بوده است و اینکه این آیه نسخ نشده است .
3-نووی در المجموع ج 16 ص 253 چاپ دار الفکر بیروت نوشته است:
(( وقيل في قوله تعالى { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ } المراد نكاح المتعة والآية محكمة ))
گفته شده است در باره ایه (فما استمتعتم ...)مراد از آن نکاح متعه است؛ و آیه شریفه محکم است.
4- طبری در تفسیرش ج 5 ص 19 چاپ اول دار حیاءالتراث العربی؛ روایتی را نقل میکند:
(( حدثنا محمد بن المثنى قال حدثنا محمد بن جعفر قال حدثنا شعبة عن الحكم قال : سألته عن هذه الآية { وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ } إلى هذا الموضع { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } أمنسوخة هي قال : لا ))
... از شعبه از حکم که میگوید پرسیدم از او در باره آیه( و المحصنات ....فما استمتعتم به منهن )آیا نسخ شده است این آیه؟ در جوابم گفت! نه
5- سیوطی در تفسیرش ج 2 ص 468 چاپ دار الفکر بیروت از عبد الرزاق و ابو داوود در( ناسخ) و ابن جریراز حکم نقل میکند که از وی در مورد منسوخ بودن این آیه سوال شد در پاسخ گفت که منسوخ نیست.
6- ثعلبی در تفسیرش ج 3 ص 286 چاپ اول منشورات دار إحياء التراث العربي مینویسد:
اختلاف ظده است در آیه که آیا از محکمات است یا نسخ شده است ؟ ابن عباس گفته است که این آیه محکم است؛ و اجازه در متعه میداد.
7- باز هم ثعلبی در ج3 ص 286مینویسد:
شعبه از حکم روایت نموده است که گفت پرسیدم از حکم در باره این آیه ( فما استمتعتم...)ایا نسخ شده است : گفت : نه! ، حکم در ادامه میگوید علی علیه السلام گفته است : اگر عمر از متعه نهی نمی کرد مرتکب زنا نمیشد مگر انسان بد بخت.
8-زمخشری در تفسیرش ج 1 ص 519، دار العلمیه مینویسد :
(( وعن ابن عباس هي محكمة يعني لم تنسخ ))
از ابن عباس روایت شده است که این آیه محکم است یعنی نسخ نشده است.
این تعدادی از روایات و اقوال علماءاهل سنت بود که دلالت داشت بر اینکه آیه شریفه محکم است و عمل بهآن جایز میباشد .
(کسانی که دوست دارند در این زمنه مطالعات بیشتر داشته باشند به تفسیر المیزان ج 4 ص 271 به بعد بحث ازدواج موقت ( علامه طباطبایی) و کتاب من فقه الجنس فی قنواته المذهبیة دکتر احمد وائلی در بحث ادعای نسخ آیه شریف مراجعه نمایند .
سنت و ازدواج موقت :
احادیث در عموم مذاهب اسلامی فراوان است که در این زمینه خبر متواتری که از خلیفه دوم نقل شده کفایت میکند
خلیفه دوم میگوید:
( متعتان كانتا على عهد رسول الله ... أنا انهى عنهما متعة الحج ومتعة النساء )
دو متعه در زمان پیامبر بود ... که من از اندو نهی میکنم یکی متعه حج و دیگری و متعه نساء(ازدواج موقت)این گفته صراحت دارد براینکه مشرع بزرگ ،پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم آندو را حلال کرده بوده ، و آنچه که و اجب الاتباع میباشد سنت آنحضرت است ولی سنت دیگران را باید ترک کنیم( خدای تبارک و تعالی میفرماید
« و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی » رسول ما از روی هوای نفس حرفی نمیگوید بلکه هرچه که برزبانش جاری میشود و حی است از جانب خداوند متعال.
نمونه روایت هایی از منابع اهل سنت :
- صحيح البخارى - البخاري ج 2 ص 153 :
حدثنا همام عن قتادة قال حدثني مطرف عن عمران قال تمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ونزل القرآن قال رجل برأيه ما شاء
در این روایت مطرف از عمران نقل میکند که ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم از متعه ( ادواج موقت و متعه حج)استفاده میکردیم تا اینکه یکنفر بر طبق نظر خودش حرفی زد آنچه را که خواست .
- صحيح البخارى - البخاري ج 5 ص 158 :
فمن تمتع بالعمرة إلى الحج حدثنا مسدد حدثنا يحيى عن عمران أبى بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصين رضى الله تعالى عنه قال نزلت آية المتعة في كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم ينزل قرآن يحرمه ولم ينه عنها حتى مات قال رجل برأيه ما شاء قال محمد يقال انه عمر
این روایت را بخاری از مسدد از یحیی از عمران ابی بکر از از ابو رجا از عمران بن حصین رشی الله نقل میکند او میگوید آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما با رسول خدا آنرا انجام دادیم و آیه دیگری بر حرمت ان نازل نشد نقل میکند تا اینکه پیامبر از دنیا رفت و بعد آن حضرت یکنفر چیزی را که دلش خواست گفت ؛ گفت محمد : میگویند آن شخص عمر بوده .
- كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 523 :
( 45730 - ) عن جابر أنه سئل عن متعة النساء فقال : استمتعنا على عهد رسول الله ص وأبي بكر وعمر ، ثم نهى عنها عمر ( عب ) .
از جابر بن عبد الله انصاری سوال شد در باره ازدواج موقت پاسخ داد:
در زمان پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم ما متعه ازدواج موقت انجام دادیم همچنین در زمان ابو بکر و عمر تا اینکه عمر از آن نهی کرد .
- المبسوط - السرخسي ج 4 ص 27 :
وقد صح ان عمر رضى الله عنه نهى الناس عن المتعة فقال متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وانا أنهى الناس عنهما متعة النساء ومتعة الحج
سرخسی در کتاب المبسوط روایت میکند :
و روایت صحیحی است که عمر رضی الله نهی نمود از متعه پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله و علیه و آله وسلم بود و من ازآندونهی میکنم یکی متعه نساء و دیگری متعه حج .
- المغني - عبدالله بن قدامه ج 7 ص 571 :
وحكي عن ابن عباس انها جائزة وعليه أكثر أصحابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جريج وحكي ذلك عن أبي سعيد الخدري وجابر واليه ذهب الشيعة لانه قد ثبت أن النبي صلى الله عليه وسلم أذن فيها ، وروي / صفحة 572 / أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم أفأنهى عنهما وأعاقب عليهما متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فيكون مؤقتا كالاجارة .
ابن قدامه در کتاب المغنی میگوید:
از ابن عباس نقل شده است که (نکاح متعه)حلال است و بر این نظرند اکثر اصحاب عطاء و طاووس و قول ابن جریج(از فقهاء اهل سنت) نیز همان است وروایت شده این مساله از ابو سعید خدری و جابر (بن عبد الله انصاری) و بسوی این قول رفته است شیعه ؛
زیرا بدرستی ثابت است که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم اذن بر جواز متعه نساء داده اند
و نیز روایت شده است که عمر گفت:
دو متعه در زمان رسول خدا (ص) بود پس من ازان دو نهی میکنم و مجازات میکنم هر که را مرتکب آندو شود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج ؛
و اینکه متعه نساء عقدی است بر منفعت پس میتواند موقتی هم باشد مانند اجاره
- الشرح الكبير - عبدالرحمن بن قدامه ج 7 ص 536 :
وحكي عن ابن عباس انا جائزة وعليه أكثر أحصابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جريج وحكي ذلك عن أبي سعيد الخدرى وجابر واليه ذهب الشیعة لانه قد ثبت أن النبي صلى الله عليه وسلم أذن فيها وروي أن عمر قال / صفحة 537 / متعتان كانتا على عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم انا أنهي عنهما واعاقب عليهما : متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فجاز مؤقتا كالاجارة
عبد الرحمن بن قدامه در کتاب شرح کبیر همان مطالب المغنی را تکرار میکند
- المحلى - ابن حزم ج 7 ص 107 :
نا أحمد بن محمد الطلمنكى نا ابن مفرج نا ابراهيم بن أحمد بن فراس نا محمد بن على ابن زيد الصائغ نا سعيد بن منصور نا هشيم . وحماد بن زيد قال هشيم : انا خالد - هو الحذاء - وقال حماد : عن أيوب السختيانى ثم اتفق أيوب وخالد كلاهما عن أبى قلابة قال : قال عمر بن الخطاب : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأنا أنهى عنهما وأضرب عليهما هذا لفظ أيوب ، وفى رواية خالد أنا أنهى عنهما واعاقب عليهما . متعة النساء . ومتعة الحج *
ابن حزم نیز در کتاب المحلی مساله نهی از ازدواج موقت را مربوط به زمان خلیفه دوم میداند و در این روایت کلماتی که دلالت بر تهدید از سوی خلیفه عمر دارد نقل میکند که خلیفه گفته :من ازآندو نهی میکنم و تنبیه میکنم هر کسی را که انجام دهد .
- بداية المجتهد ونهاية المقتصد - ابن رشد الحفيد ج 1 ص 268 :
. وروي عن عمر أنه قال : متعتان كانت على عهد رسول الله ( ص ) أنا أنهى عنهما ، وأعاقب عليهما : متعة النساء ، ومتعة الحج .
ابن رشد در کتاب بدایۀ المجتهد مینویسد:
رویات شده از عمر که گفت : دو متعه ....
- مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 1 ص 52 :
حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا بهز قال وثنا عفان قالا ثنا همام ثنا قتادة عن ابي نضرة قال قلت لجابر بن عبد الله ان ابن الزبير رضى الله عنه ينهى عن المتعة وان ابن عباس يأمر بها قال فقال لي على يدي جرى الحديث تمتعنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم قال عفان ومع أبي بكر فلما ولى عمر رضى الله عنه خطب الناس فقال ان القرآن هو القرآن وان رسول الله صلى الله عليه وسلم هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم احداهما متعة الحج والاخرى متعة النساء
امام احمد بن حنبل در کتاب مسند احمد نقل میکند:
...از بن نضره :گفتم برای جابر بن عبدالله که ابن زبیر از نکاح متعه نهی میکند ولی ابن عباس به ان دستور میدهد ؛ گفت برایم بر دستان من حدیث جریان دارد حدیث؛ تمتع کردیم با رسول الله (ص) گفت عفان و نیز همراه ابی بکر اما وقتی که عمر رضی الله عنه خلیفه شد برای مردم خطبه خواند و گفت :
قران همان قران و پیامبرخدا (ص) همان پیامبر است ! و بدانید که در زمان روسل خدا دو متعه بود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج...
- مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 3 ص 325 :
حدثنا عبد الله حدثنى أبى ثنا عبد الصمد ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر قال متعتان كانتا على عهد النبي صلى الله عليه وسلم فنهانا عنهما عمر رضى الله تعالى عنه فانتهينا
باز هم احمد بن حنبل در مسندش نقل میکند:
روایت کردمارا عبدالله .... جابر گفت : دومتعه در زمان رسول خدا(ص) بود پس عمر از ان مارا نهی کرد ...
- شرح معاني الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2 ص 143 :
حدثنا سليمان بن شعيب قال ثنا الخصيب قال ثنا همام عن قتادة عن مطرف عن عمران قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ونزل فيها القرآن فلم ينهنا رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم ينسخها شئ ثم قال رجل برأيه ما شاء حدثنا محمد بن خزيمة قال ثنا حجاج قال ثنا حماد عن حميد عن الحسن عن عمران بن حصين قال تمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم متعة الحج فلم ينهنا عنها ولم ينزل الله فيها نهيا حدثنا سليمان قال ثنا الخصيب قال ثنا همام عن قتادة عن أبى نضرة عن جابر بن عبد الله قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما ولى عمر خطب الناس فقال إن القرآن هو القرآن وإن الرسول هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم متعة الحج فافصلوا بين حجكم وعمرتكم فإنه أتم لحجكم وأتم لعمرتكم والاخرى متعة النساء فأنهى عنها وأعاقب عليها حدثنا بن أبى داود قال ثنا سليمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر رضي الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم نهانا عنهما عمر رضي الله تعالى عنه فلم نعد إليهما
احمد بن محمد بن سلمه در کتاب شرح معانی الاثار روایت بالا را نقل میکند
از جابر بن عبدالله : در زمان رسول خدا تمتع می نمودیم اما وقتی عمر به حکومت رسید برای مردم خطبه خواند و گفت ! قران همان قران و رسول خدا همان رسول است و بدانید که در زمان رسول خدا دو متعه بود یکی متعه حج ....و دیگری متعه زنان من از آن نهی میکنم و عقوبت میکنم مرتکبین آنرا
- شرح معاني الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2 ص 195 :
حدثنا بن أبي داود قال ثنا سليمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبي نضرة عن جابر رضي الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم نهى عنهما عمر رضي الله تعالى عنه فلن نعود إليهما
شرح معاني الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2 ص 195 :
در روایت دیگری از جابر نقل میکند : دو متعه در زمان رسول خدا انجام دادیم ولی عمر از آن نهی نمود...
متقی هندی در کتاب کنز العمال روایات زیادی را در این زمینه نقل میکند که همه دلالت دارد بر اینکه متعه زنان (ازدواج موقت) در زمان خلیفه دوم عمر ممنوع شده است.
- كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 521 :
( 45725 - ) عن أبي نضرة قال : كان ابن عباس يأمر بالمتعة وكان ابن الزبير ينهى عنها ، فذكرت ذلك لجابر بن عبد الله فقال : بذي دار الحديث تمتعنا مع رسول الله ص ، فلما كان عمر قال : إن الله يحل لنبيه ما شاء بما شاء ، وإن القرآن قد نزل منزله ، فأتموا لحج والعمرة كما أمركم الله ، وأتموا نكاح هذه النساء ، فلا أوتى برجل تزوج امرأة إلا رجمته بالحجارة ( ابن جرير ) .
( 45726 - ) عن سليمان بن يسار عن أم عبد الله ابنة أبي خيثمة أن رجلا قدم من الشام فنزل عليها ، فقال إن العزبة قد اشتدت علي فابغيني امرأة أتمتع معها ، قالت : فدللته على امرأة فشارطها فاشهدوا على ذلك عدولا ، فمكث معها ما شاء الله أن يمكث ، ثم إنه خرج ، فأخبر عن ذلك عمر بن الخطاب فأرسل إلي فسألني : أحق ما حدثت ؟ قلت : نعم ، قال : فإذا قدم فآذنيني به ، فلما قدم أخبرته ، فأرسل إليه فقال : ما حملك على الذى فعلته ؟ قال : فعلته مع رسول الله ص ثم لم ينهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم مع أبي بكر فلم ينهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم معك فلم تحدث لنا فيه نهيا ، فقال عمر : أما والذي نفسي بيده ! لو كنت تقدمت في نهى لرجمتك ،
که درین روایت فراز آخر آن لو کنت تقدمت فی نهی لرجمتک دلالت دارد براینکه قبل از نهی خلیفه اصحاب هیچ منعی را در این باره نشنیده بوده اند و الا همه میدانستند و مرتکب نمیشدند.
در پایان بحث روایات تعدادی روایات را از کتاب کنز العمال متقی هندی با منبع ان ذکر میکنیم تا طالبین حق خود در ترجمه ان تفکر نمایند
- كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 519 :
45715 - ) عن عمر قال : متعتان كانا على عهد رسول الله ص انهى عنهما واعاقب عليهما : متعة النساء ، ومتعة الحج
( 45717 - ) عن عروة بن الزبير أن خولة بنت حكيم دخلت على عمر بن الخطاب فقالت : إن ربيعة بن أمية استمتع بامرأة مولدة فحملت منه ، فخرج عمر يجر ثوبه فزعا وقال : هذه المتعة ! ولو كنت تقدمت فيها لرجمت ( مالك ، والشافعي ، ق ) .
( 45718 - ) عن سعيد بن المسيب أن عمر نهى عن متعة النساء وعن متعة الحاج ( مسدد ) .
( 45719 - ) عن جابر : كانوا يتمتعون من النساء حتى نهاهم عمر ابن الخطاب ( ابن جرير ) .
( 45720 - ) عن جابر قال : تمتعنا متعة الحج ومتعة النساء على عهد رسول الله ص ، فلما كان عمر نهانا فانتهينا ( ابن جرير ) .
( 45722 - ) عن أبي قلابة أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله ص أنا أنهى عنهما وأضرب فيهما ( ابن جرير ، كر ) .
- كنز العمال - المتقي الهندي ج 16 ص 521 :
( 45724 - ) عن أبي نضرة قال : سمعت عبد الله بن عباس وعبد الله بن الزبير ذكروا المتعة في النساء والحج ، فدخلت على جابر بن عبد الله فذكرت له ذلك فقال : أما إني قد فعلتهما جميعا على عهد النبي ص ، ثم نهانا عنهما عمر بن الخطاب فلم أعد ( ابن جرير ) .
اجماع و ازدواج موقت:
تشریع و عدم نسخ ازدواج موقت در نزد پیروان اهل بیت حلال اجماعی و بدون مخالف است ولی در نزد اهل سنت اجماع بر تشریع آن واختلاف در نسخ آن میباشد ( ما باشیم وعقل سلیم ) هرگزمساله یقینی را (تشریع نکاح موقت) به خاطر مساله اختلافی (نسخ ازدواج موقت)ترک نمیکنیم .
نکاح موقت و حکم عقل:
اول اینکه آیا حکم عقل را بتوان در اصل تشریع احکام اسلامی راه داد یا نه خود این مساله اختلافی است
زیرا عقل ما به آن اندازه رشد و شکوفایی نرسیده است تا بتواند مصلحت و یا ضرر یک حکم را تشخیص بدهد فقط همین قدر میتوان گفت که وقتی خدای حکیم یک حکمی را بر بندگانش بیان نمود آن حکم به مصلحت است و احکام پنج گانه اسلامی را میتوان بر آن بار نمود ؛ قران مجید میفرماید (چه بسا شما چیزی را دوست نداشته باشید در حالی که آن چیز مایه خیر برای شما است و چه بسا از چیزی خوشتان آید در حالیکه به ضرر شما ست ؛ این آیه شریفه حکم فهم عقل انسان را مشخص نموده است ، زیرا عقل انسان های عادی و معمولی و غیر معصوم در زیر غبار هوا های نفسانی گم میشود چنانچه خلیفه دوم چنین نمود با اینکه اعتراف میکند که قران و رسول همان است که بود ولی چون او دوست ندارد نهی میکند از حکم خدا در حالیکه خود خوب میداند که حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه و بی چاره پیروانش را به خاطر توجیه عمل خلاف اسلام خودش به مشکلات فراوان انداخته و به هر بوته ای چنگ میزنند تا کار اورا موافق دین نشان دهند حتی اگر به نابودی حکم خدا بیانجامد باکی ندارند ، مهم حظف شان خلیفه است نه اسلام اگر خوب به این مساله دقت کنیم می بینیم که حق دارند زیرا اگر بگویند عمر نفهمید یکی پس از دیگری بنیان سست مذهبی شان به هم ریخته و درب دکان مذهب سنی گری را باید گل بگیرند و به حقانیت اهل البیت گردن نهند اما کسی را که خود را به خواب زده است چگونه میتوان بیدار کرد ؟؟؟
ثانیا : عقل ما وقتی به معاملات دنیایی توجه میکند متوجه میشود که هر معامله ای در دنیا دو قسم است گاهی بصورت دائم وگاهی بصورت موقت میباشد و شرع مقدس اسلام هم به این مساله اقرار دارد مثلا در معاوضات فروختن و بخشش و صدقه معامله دائمی و اجاره و صلح و عاریه و مانند آن مثال برای موقت میباشد پس چه اشکالی هست که در نکاح هم که یک نوع معامله هست دائم و موقت باشد .
با اینکه این نکته را نیز نباید فراموش کرد که در این دوره و زمانه همه مردم قادر به ازدواج نیستند و یا امکان آنرا ندارند
اگر واضح تر بگویم من از نویسنده گان و دست اندر کاران مجله شما سوالی دارم خوب به آن فکر کنید و وجدانتان را قاضی قرار دهید ؛
در طول این چند دهه جنگ و خونریزی در کشور عزیز ما افغانستان چه بسیارند زنانیکه بی سر پرست و بیوه شده اند با چند طفل یتیم که هیچ کسی میل به ازدواج با آنان را ندارد زیرا اگر هم کسی اورا بخواهد فرزندانش را نمیخواهد چند در صد ازین زنان به خاطر فرزندانشان مانده اند و کسی تمایل به همسری با آنان را ندارد ؛ مگر انان انسان نیستند و از نوع بشر نیستند و شهوت ندارند.
در جامعه ما اگر گشتی بزنید چه بسیار زنان جوان هستند که دیو جنگ آنان را بی سرپرست و بیوه کرده است با یک یا چند فرزند سر و نیم سر و از طرفی دیگر جوانانی هستند که نمیتوانند به هر دلیلی مسولیت سنگین ازدواج را به دوش بکشند و یا همسر مطلوب و دلخواه خودا نیافته اند یا فقر اقتصادی به انها اجازه چنین کاری نمیدهد .
این دو گروه زنان بیوه و جوان و پردان مجرد ناتوان بدون ارضای جنسی نمیتوانند زندگی کنند زیرا اوان جوانی اوج شهوت و تمایل به مسایل جنسی در بین موجودات عالم است این جوان که کپسول شهوت است و نمیتواند ازدواج کند و از آن طرف با آن زن جوان بیوه که چند فرزند دارد کسی تمایل به ازدواج ندارد چی کار کنند ؟
دوراه میتوان پیش روی آنها گذاشت :
1- آزادانه و بدون هر قید وبندی ارضای شهوت کنند که اثرات سوء این مساله بسیار زیانبار و مخرب است و هیچ انسان آزاده ای این پیشنهاد را نمی پذیرد .
2- راهی را که خدا و رسولش برای مردم نشان داده است و آن ازدواج موقت یا نکاح متعه میباشد که ما ثابت کردیم که در صدر اسلام وجود داشته و نهیی که رسیده از طرف خلیفه دوم است و روایات موجوده هم در زمینه نهی توان مقاومت در برابرروایات متواتر و ایه قران را ندارد
ثالثا : بیایم به صدر اسلام برگردیم ببینیم رسول خدا ما را به پیروی از چه کسانی و چه نوع سنتی دستور داده است ؛ وقتی به منابع اصلی اسلام مراجعه میکنیم میبینیم که رسول خدا ما را ملزم به پیروی از اهل بیت خودش نمونده است در روایات معتبر و صحیح السند وارد شده است که بعد از خود در میان شما دو وزنه گرانبها میگذارم تا وقتی به آندو تمسک نمودید هرگز گمراه نمیشوید یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم آگاه باشید که بعد از من با آندو چگونه رفتار خواهید نمود.
در زمینه بحث مورد نظر وظیفه ماست که طبق دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به حرف اهل البیت گوش کنیم و قران را مد نظر داشته باشیم ؛ قران اصل حکم آن را اثبات میکند و اهل البیت هم قائل به عدم نسخ آن هستند ؛دیگر حرفی برای گفتن باقی نمیماند تا اعتراض نمود و آن روایتی را هم که شما برای حرمت آن نقل میکنید از امیر المومنین علی علیه السلام که پیامبر از خوردن گوشت الاغ اهلی و متعه زنان نهی کرد مخالف با اخبار متواتری است که از خود ایشان رسیده است تا جایی که خود آن حضرت میفرمایند اگر عمر از ازدواج موقت نهی نمیکرد زنا نمیکزد مگر انسان شقی و بدبخت ؛ این حرف کجا و آن حدیث ضعیف کجا؛
وقتی به روایات اهل البیت علیهم السلام مراجعه مینمائیم به وضوح احادیث را میبینیم که دلالت بر جواز ازدواج موقت دارد .
شیعه این افتخار را دارد که به دستور رسول خدا (ص) عمل نموده است و پیرو و شیعه اهل بیتی است که قران مجید سند عصمت و پاکی آنها را از هرگونه خطا و اشتباه امضاء نموده است ؛
ما را چه کار به گفته کسانی که طبق نظر عده ای از صحابه از روی هوای نفس حکم به تحریم حلال خدا نموده اند ؛
ما را چه کار با کسانی که تا توانسته اند دین خدا را به بازی گرفته اند و خود را در برابر رسول مظلوم اسلام کسی دانسته اند! قلب نازنین آنحضرت را در زمان حیات ان بزرگوار و بعد از رحلت آن حبیب خدا شکسته اند ، و امروز داعیه داران پیروی از مکتب آنها نیز راه آنان را بدون هیچ گونه تعمق و تحقیقی پذیرفته اند و آتش به گور آنها افزون مینمایند .
الیک المشتکی یا ربنا ... چه کردند اینان با دین تو با اهلبیت رسول عزیزت با پیروان راستین مکتب اسلامت...
یا رسول الله تو شاهدی که اینان بعد از تو با دین حنیف چه کردند با چه بهانه های واهی اهل بیتت را کنار گذاشتند و و قلب نازنین تورا خونتر نمودند
اللهم اعنا علی من ظلم آل بیت نبیک و اللهم العن من غیّر دینک
و انت المستعان و الیک المشتکی
و من الله التوفیق